44 ماهگی
43 ماهگی
برگ 42 از دفتر زندگیت
سلام عزیزدلم 42 ماهگیت مبارک خوشکل مامان هر روز داری بزرگ و بزرگتر میشی و من عشق میکنم از نگاه کردن بهت نمیدونم چرا هر چی میشه وابستگیت بهم بیشتر میشه این ماه خیلی به دستم وابسته شدی مخصوصا موقع خواب باید دستت رو بگیرم تا بخوابی!!! از اونجایی که اصلا دوست ندارم با بزرگتر از خودت تو تو حرف بزنی دو هفته ای میشه باهات تمرین میکنم و برای تشویقت هم بهت جایزه میدم که تو عکسا ، عکس دو سه تا از جایزه هاتو گذاشتم خداروشکر داره خوبپیش میره امیدوارم این کارام نتیجه بده ماشا الله خانم شدی دیگه واسه خودت میبرمت کلاس قران تنها وایمیستی و من برمیگردم خونه .شعر روز چهار شنبه وتا آیه 3 سوره قدر رو یاد گرفتی ...
41 ماهگی
سلام سلام جیگرگوشه 41 ماهگیت مبارک دختر خوشکلم سوره ی نصر رو هم حفظ شدی داری قدر رو یاد میگیری این ماه دایی مسعود و دایی مرتضی هم اومدن پیشمون ؛راستی دایی مرتضی دو سه روز دیگه میرن سربازی خداروشکر شما و داداشی همو دوست دارین و من خیلی خوشحالم ازین بابت، به داداشت میگی قربونت بشم پسرم حالا از زلزله بگم برات که این ماه جزوی از خانواده مون شده بود کلا رو ویبره بودیم وسائلامون دم در ،چادر و ... تو ماشین، خودمون هم آماده سرازیر شدن از پله ها اول 6.1 ریشتر ساعت 6 صبح ، بابایی که شیفت بودن و ما تنها بودیم. بعد دو هفته که همه چی خوابید و زندگیمون داشت برمیگشت به روال عادیش یه روز ظهر ساعت 12 ظهر...
40 ماهه شدی
سلام دختر خوشکلم خانومم 40 مااااااه از زمینی شدنت مثل باد گذشت و جلوی چشمام قد کشیدی و بزرگ شدی 40 ماهگیت مصادفه با شهادت امام رضا(ع)..امروز رو بهت تسلیت میگم این ماه رنگا رو تقریا تشخیص میدی شاید اسم رنگا رو نگی ولی مثلا میگی رنگ لباس مامانی یا رنگ شلوارم یا رنگ خورشید سوره توحیدو کوثرو حمد رو حفظ شدی یه مدته بهم میگی مامان جون یعنی میخوام بخورمت یه ماهی میشه میرم کلاس ایروبیک شما هم باهام میای و با مامان ورزش میکنی اینم چند تا عکس از این ماهت امیدوارم هیچ وقت درد و بالاتو نبینم همیشه خوش باشی ...










